پلوتارخ ( مترجم : كسروى )

489

ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )

يكى اريستوگراتيس « 1 » دانشمند علم بديع كه يونانى بود و ديگرى لوكليوس « 2 » كه رومى بود و ما در جاى ديگرى نام او را برده گفته‌ايم كه در فيليپى « 3 » چون بروتوس « 4 » را دنبال مىكردند اين لوكليوس به نام جانسپارى خود را بروتوس ناميد كه دنبال كنندگان او را بگرفتند . از آن سوى بروتوس فرصت يافته بگريخت . و چون لوكليوس را نزد آنتونيوس آوردند بر وى بخشيد . لوكليوس هم وفادارى كرده و تا اين زمان از آنتونيوس جدا نگرديد . پس از ديرى سركرده‌اى كه آنتونيوس در آفريكا داشت و اين هنگام اختيار همه نيرو و سپاهش به دست وى بود او نيز از آنتونيوس برگشته با همه سپاهيان نزد قيصر شتافت . آنتونيوس چندان متأثر گرديد كه مىخواست خود را بكشد . ولى دوستانش جلوگيرى كردند . و چون از آنجا با الكساندريا بازگشت كلئوپترا را ديد كه به يك كار بزرگ و شگفتى دست زده : بدينسان كه فاصله‌اى از خاك كه در ميان درياى سرخ ( قلزم ) و درياى بزرگ كنار مصر است « 5 » و آن را مىتوان سرحد آسيا و افريقا شمرد و پهناى آن در باريك‌ترين جاى خود بيش از چهل ميل نمىباشد بر روى اين تنگه خاكى كلئوپترا اين نقشه را داشت كه كشتيهاى خود را از آن سوى از درياى بزرگ به اين سوى به خليج عرب « 6 » بياورد تا به دستارى آنها بتواند با سپاهيان و گنجينه‌هاى خود از مصر به جاى دورى رفته و از جنگ و بندگى آسوده گردد « 7 » ولى چون نخستين دسته از كشتيها را كه بدانسوى برده بودند عرب پترا آتش زدند و آنتونيوس هنوز مىپنداشت لشكر او در اكتيوم پافشارى دارند از اين جهت كلئوپترا از آن قصد خود بازگشت و چنين فرمان داد كه راههايى را كه به مصر مىآمد استوار گردانند . اما آنتونيوس چشم از زيستن در شهر و درآويختن با دوستان پوشيده و در ميان دريا به

--> ( 1 ) . Aristocrates ( 2 ) . Lucilius ( 3 ) . Philippi ( 4 ) . Brutus اين كس يكى از كشندگان قيصر بزرگ بوده كه پس از كشتن او گريخته بوده و داستان او بسيار دراز است . ( 5 ) . مقصودش همان جاست كه اكنون كنده و كانال سويس را پديد آورده‌اند . ( 6 ) . همان درياى سرخ يا قلزم . ( 7 ) . چون از قيصر بيم داشت كه لشكر به مصر آورده و او را دستگير نمايد آهنگ گريز داشت . مقصودش از بندگى همان دستگيرى به دست قيصر مىباشد .